حدیث هفته
قیمتها
نشریه

تبلیغات

وضعیت سایت

درباره ما

                                                                       

بسمه تعالی
انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران به رهبری بزرگ مرجع جهان اسلام امام خمینی(قدس سره الشریف)که از 15 خرداد سال 42 سرچشمه گرفت و به قیام در سال 1357 انجامید تا هنگامیکه به پیروزی نهائی در بهمن ماه 1357 انجامید رسید.این اعتقاد را در هرکس بوجود آورد که تامین سعادت دنیا و آخرت در سایه تجمع و همیاری زیر لوای ولایت فقیه و رهبری روحانی میسر می گردد لذا عده ای از متدینین انقلابی و در خط امام بر آن شدند که به مصداق آیه شریفه واعتصو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو اصناف و پیشه وران مسلمان را تحت عنوان انجمنهای اسلامی و جامعه انجمنهای اسلامی بازار و اصناف متشکل نمایندتا در تداوم انقلاب و تبعیت کامل از مقام رهبری و ولایت فقیه اخلاق رذیله و آثار فکری و اقتصادی و سیاسی طاغوت و طاغوتیان را از صحنه بازار مسلمین بزدایند و فرهنگ سرافراز اسلام ناب محمدی (ص) را در بازار و جامعه اصناف کشور حاکم و استحکام بخشد که به توفیق الهی و با رهنمودهای حضرت امام و مسئولین محترم جمهوری اسلامی و به دستور مستقیم شهید مظلوم حضرت آیت الله دکتر بهشتی رحمت اله علیه و با نظارت معتمدین حضرت امام خمینی رضوان اله تعالی علیه این مهم تحقق یافت و جامعه انجمنهای اسلامی بازار و اصناف در تاریخ 6/8/1359 تشکیل و توانست در این سالهای حساس از دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی پاسداری نموده و در جهاد مقدس و سایر فعالیتها ارزنده ای تقدیم نماید.
                                                                                   

                                                                             

 

 

زندگینامه مرحوم حاج سعید امانی همدانی دبیر کل جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار
 
"مومن ثابت قدم و صبور و مبارزدیرین و آگاه و انسان وارسته و خدوم"(مقام معظم رهبری)
مرحوم حاج سعید امانی همدانی
دوران کودکی و آغاز مبارزه با طاغوت:
در سال 1294 هجری خورشیدی در همدان چشم بر جهان گشود پدرش حاج شیخ احمد مجتهدی بود که به تجارت رو آورده بود.تا راه پدرانش که متدین و اهل کسب حلال بودند را پی گیرد.ولی اوضاع جنگ بین الملل اول و بیعرضگی شاهان قاجار آنچنان اقتصاد کشور را آشفته کرده بود که حاج شیخ احمد به همراه همسر و فرزندانش از جمله سعید که 6 ماهه  بود  به  تهران هجرت کردند در  تهران  در  گذر قلی
خانه ای قدیمی و مغازه ای در سرای شاه در چهارسوق بزرگ بازار تهران تهیه کرد و کسب را پی گرفت.
حاج شیخ احمد فردی اجتماعی و اشنا به سیاست بود و با علمای اهل سیاست رفت و آمد داشت.خواهر زاده اش مرحوم راسخی از یاران مرحوم میرزا کوچک خان جنگلی بود.
مادر حاج سعید زنی فهمیده و قوی از خاندان اصیل کرد بود.که در همدان ساکن بود و این زن نقش اصلی را در تربیت فرزندانی چون حاج سعید، شهید حاج صادق امانی ،و برادران و خواهران آنها دارا بود.
در شب کودتای سوم اسفند 1299 اولین حادثه اثر گذار بر سعید،این نوجوان باهوش وارد آمد .خودش میگوید
))آن روز صبح وقتی پدرم برای اقامه نماز صبح در سپیده دم از خانه خارج شد به سرعت برگشت و گفت روبروی کوچه ما اعلامیه ای با امضای"رضا"زده شده است که در آن درشت نوشته شده است:""من حکم میکنم""و این آغاز دوره ای جدید است.
وی گفت:"دیشب قزاقها به تهران آمده اند و کودتا شده است."
این اولین موضوع مهمی بود که در آن شب در نگاه پدر شاهدش بودم و خود نیز احساس مبهمی داشتم.))
در جریان جمهوری رضاخانی که طرح آن از طرف انگلیسیها تهیه شده بود تا رضا خان مثل اتاترک در ترکیه،اعلام جمهوری کند و نظام مشروطه سلطنتی که با قانون غرب زده اش ،نظام ایران را اسلامی با مذهب شیعه اثنی عشری اعلام می کرد،لغو نماید و طی آن حکومتی غیر مذهبی که کشور را غیر اسلامی معرفی میکرد بر سر کار آمده و اسلام راکه مزاحم اصلی استعمارگران بود بر اندازد.
در برابر این توطئه استعماری که با فریب "جمهوری" می خواست انجام شود،روحانیت ایستادگی کرد و آیت الله شهید مدرس،اعلام نمود که مردم به جلوی مجلس شورای ملی بیایند.و <<سعید>>نیز که توسط پدرش از ماوقع مطلع شده بود به جلوی بهارستان آمد.هر چند خود در خاطراتش میگوید در ماجرا شرکت نکرده است.
((مردم بعنوان اعتراض به مجلس هجوم بردند وعده زیادی از زن و مرد،به اتفاق آیت الله حاج آقا جمال اصفهانی که از علمای مبارز و مشهور تهران بود در جلوی مجلس شورای ملی جمع شدند و با تظاهرات و شعارهای گوناگون نسبت به اتفاقی که رخ داده بود اعتراض کردند.
نکته جالب اینکه در آن که خانمها جایی نمی رفتند در این جریان همراه مردها حرکت کردند و حتی تعداد زیادی از خانم ها،بازداشت هم شدند.
رضا خان مردم را سرکوب کرد.پدر من هم دردر این مبارزه شرکت داشت.ولی من که طفل بودم شرکت نکردم .به خاطر دارم در زدو خوردی که رخ داد غالب مردم مضروب شدند و با لباس پاره و دست و پای شکسته برگشتند.
این نکته که مساله از انگلستان ریشه می گرفت حتی در همان زمان مشخص بود پدر من اطلاعات کافی نسبت به تلگراف هایی که از لندن به تلگرافخانه قزوین مخابره می شد ،داشت.چون یکی از آشنایان که در تلگرافخانه کار میکرد،تلگراف ها را در اختیار پدرم گذاشته بود.))
 
این تظاهرات سرکوب شد ،اما با مقاومت بعدی و گسترده اعتراضات مردمی ،توطئه جمهوری انگلیسی رضاخانی خنثی شد،و انگلیسی ها تصمیم گرفتند فعلا رضا خان را برای رضا شاه شدن آماده کنند.
این حادثه در روح سعید اثر مهمی داشت.مخصوصا که او با پدر به بازار هم می رفت و محیط بازار و بحث های سیاسی رایج نیز وی را با مسائل جاری کشور و جامعه آشنا می ساخت مردم فریبی اولیه رضاخان و اقدامات ضد اسلام رضا شاه،خیلی در این نوجوان اثر گذاشت .که در خاطراتش از آن یاد می کند.
((رضا خان در اول کار برای عوامفریبی برنامه های دینی خیلی حساب شده ای را به اجرا گذاشت....از سالهای 1312-1313 مبارزه و مقابله با دین شروع شد.
اول برنامه کلاه عوض کردن و کلاه پهلوی و شاپو گذاشتن،و بعد کشف حجاب و پاره کردن چادر خانم ها پیش آمد.البته مردم در برابر این حرکات مقاومت کردند.بازار تهران 7 روز تعطیل شد.مردم معترض را در مسجد گوهر شاد مشهد به گلوله بستند.بعد از آن با فشار و اجبار ،تک تک مغازه دارها را تهدید کردند و بازار تهران باز شد.بعد از کشف حجاب،رضا خان برنامه هائی را به اجرا گذاشت.مثلا تجار،علماء،اصناف مختلف یکی پس از دیگری دعوت میکردند... در دعوتنامه دستور میدادند آنها به همراه همسرانشان بدون حجاب بیایند.
پدرم را هم در اجتماع بازاریان و تجار دوت کردند.بانی مجلس سید ابوطالبی نامی درسرای امیر(بازار تهران) بود.
پدرم شرکت نکرد و نامه ای با این مضمون نوشت ((بدلیل مریضی همسرم نمیتوانم شرکت کنم)).
این نامه را من بردم منزلی که در آن جشن کشف حجاب برقرار بود و دادم به صاحب منزل و در نظرم هست که شیرینی به من تعارف کردند و من با توجه به موضوع نخوردم بعد برای او مشکلاتی ایجاد کردند.
ایشان را به کلانتری خواستند.و گفتند:شما چرا پسرهایت را از نظام وظیفه فراری داده ای؟او هم جواب داده بود:پسرهای من وقتی بزرگ شده اند کنترل آنها از قدرت من خارج شده است.اگر هم فراری هستند،خود شما آنها را فراری دادهاید،رشوه گرفته اید تا آنها فرار کنند من هم که اختیاری ندارم.))
حاج شیخ احمد همواره در برابر رضا شاه و پسرش مقاوم باقی ماند،علیه آنها افشاگری می کرد و هیچگاه مالیات به آنها نداد.
فرزندان وی همگی از مبارزان راه آزادی و استقلال و استقرار نظام اسلامی بوده اند.موقعیت و اعتبار حاج شیخ احمد در بازار ،تدین و تقوا و تدبیر و درایت فرزندان بویژه حاج سعید موجب شد که آنها در بازارهای ایران دارای اعتبار ویژه ای شدند.
تلاش در امور خیریه:
برادران امانی در بازار به رعایت اصول شرعی و اخلاق اسلامی و صحت عمل مشهور هستند آنها با تجارت اسلامی خود نمونه ای برای کسب حلال و مشروع معروف گشتند.
حاج سعید در دوران طاغوت با برادرانش،بارها جلوی گرانی محصولات غذائی اساسی مردم را با تدبیر گرفتند.تا فشار بر طبقات محروم وارد نیاید و سودجویان وابسته به دربار ،غارتگری ننمایند.
آنها در کمک به مستمندان و محرومان نقش مهمی داشتند.
با شرکتهای مسافربری ،قرارداد داشتند که افرادی را که بضاعت خرید بلیط برای رفتن به شهرستان را به هر علت نداشتند با معرفی آنها مجانی ببرند و پول بلیط را از اینان دریافت کنند.
با برخی داروخانه ها قرارداد داشتند که فقرا و افراد کم درآمد که در آن روزگار زیاد بودند و توان خرید دارو نداشتند به آنها دارو بدهند و پول آن را از آقای امانی بگیرند.
آنها هزینه معالجه بسیاری از مردم کم توان را پرداخت میکردند تا خود کفا شده و درآمد سالمی را بدست آورند.
کمک به هزینه های ازدواج ، و تهیه جهیزیه و کمک به خرید مسکن ،و هر آنچه کار خیر بود جزو برنامه های دائمی مرحوم حاج آقا سعید و برادرانش بود.
بسیاری از کسبه که خود توان کمک نداشتند افراد را به اینان معرفی میکردند تصفیه کار کسانی که ورشکست می شدند ،از دیگر برنامه های خیر این انسان متعهد و خیر بود.
کمک به امور فرهنگی اسلامی ،ساختن مدرسه و مسجد ، و امور تبلیغاتی اسلامی از جمله خدمات ارزشمند برادران امانی بود.
 ساده زیستی:
با اینهمه کسب و تجارت ،و موقعیت بالا در بازار تهران،مرحوم آقای امانی و اکثر برادرانش زندگانی ساده ای داشتند.
خانه مرحوم حاج سعید امانی با پدر و مادرش و چند برادرش "گذر قلی " در خیابان خیام بود سپس به سرچشمه اول خیابان شهید مصطفی خمینی (سیروس سابق) کوچه حاج شیخ عبدالنبی آمدند و در خانه کوچکی سکنی گزیدند.از این خانه به خانه کوچه کبابیها در انتهای بازار کفاشها و از آنجا به کوچه غریبان در انتهای بازار آهنگرها،و از آن خانه به خانه کوچکی در نزدیکی میدان گمرک ،پشت مهدیه تهران منتقل شدند که در این آخری با سه فرزندش زندگی میکرد.
مرحوم حاج سعید امانی میتوانست زندگانی مجللی برای خود تهیه نماید اما همه عمرش را همسان مردم متوسط و یا پایین جامعه گذراند.و بعد از پیروزی انقلاب ، هرگز از امکانات دولتی استفاده نکرد.یک دوره و نیم نمایندگی مجلس،موجب نشد که اوبخواهد از خانه نمایندگان اسفاده کند و او هیچگاه اینکار را نکرد.
ایشان حتی حقوق دریافتی در دوران نمایندگی مجلس را برای مردم در راه خدا داد.
 
خانواده مبارز و شهید پرور:
خانواده حاج سعید امانی،بیت محترم و خدومی بوده و هستند.
برادر بزرگ ایشان مرحوم حاج محمود امانی در قزوین سالیانی طولانی در پاکی و سلامت نفس و کسب شهره بود و فرزندان وی حاج آقا مهدی و حاج آقا رضا ،و حاج آقا تقی از مبارزان دستگیر شده در جریان نهضت امام خمینی هستند.
نوه وی شهید حسن امانی است که در روز عاشورا به دنیا آمد و در روزاربعین در جبهه نبرد حق علیه باطل به شهادت رسید.
برادر دیگر وی مرحوم حاج محمد امانی است.که فرزندش شهید مصطفی امانی از سرداران جبهه بود فرزند دخترش ،نیز شهید اکبر وحدتی است.
برادر دیگر مرحوم حاج حسین امانی بود که اهل خیر و امداد به محرومان بود.
برادر دیگر آقای حاج هاشم امانی است که از فدائیان اسلام که با اجرای حکم الهی منصور آمریکایی عامل رسمیت یافتن کاپیتولاسیون در سال 43 با حدود 13 سال جهاد در زندان طاغوت از چهره های فعال و خالص انقلاب اسلامی است.
برادر دیگر آقای حاج هادی امانی است .از موسسین گروه شیعیان و از مبارزان راه خدا که همه عمر را در راه ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) و حفظ امامت و ولایت فعال بوده است .و برادر شهیدش حاج صادق امانی ،که خدا محوری در سراسر عمر پر برکت او غیر قابل تردید بود.انسانی والا که بزرگتنی از شهدا همچون شهید رجایی و شهید اسلامی خود را پرورش یافته او می دانند و شهدایی همچون شهید آیت الله دکتر بهشتی و شهید لاجروردی و... به تقوا،و اخلاص و انسان سازی او شهادت دادند.
برادران ناتنیوی آقای حاج مصطفی امانی از نیکان است و برادر دیگر مرحوم حاج اصغر ،که فرزندان آنها نیز از خوبان می باشند.
مرحوم حاج آقا سعید امانی 3 خواهر داشت که یکی از آنها همسر مرحوم حسین شلیله است نوه وی شهید فاطمه شلیله که در خط پاسداری از ولایت به شهادت رسید.
ودیگری همسر مرحوم دکتر حجت است که فرزندانی خدمتگزار به نظام اسلامی تقدیم جامعه کرده است و دیگری همسر حاج محمد باقر بادامچیان است که دامادش شهید حاج محمد صادق اسلامی ز شهدای هفتم تیر و فرزندانش نیز در خدمت نظام اسلامی میباشند.
آنچه دراین مختصر می توان گفت اینست که خانواده امانی ، در نهضت اسلامی ایران،و در تقدیم خدمات صادقانه دینی درجهات مختلف از زمره خانواده های خدوم و فداکار می باشند.
جهاد و  ایثار: 
در دوران دیکتاتوری رضاشاه ، حاج آقا سعید امانی در برابر استبداد و برنامه های ضد دینی رضا خانی مقاومت داشت.
پس از فرار رضا خان ، در فعالیتهای اسلامی گوناگون در ابعاد مختلف،حاج آقا سعید و برادرانش حضور داشتند.
حاج آقا هاشم امانی از یاران موثر و فعال شهید نواب صفوی و عضو فدائیان اسلام بود.
شهید حاج صادق امانی با شهید حاج صادق اسلامی و برادرش حاج آقا هادی امانی از موسسین و اعضای اصلی گروه شیعیان بودند.
حاج آقا سعید با آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام و گروه شیعیان و مبارزان مذهبی در نهضت ملی شدن نفت همکاری داشت.
وی در پشتیبانیهای مردمی و اعتصابی و تظاهرات از بازار برای نهضت ملی شدن نفت حضور جدی داشت.
پس از کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد 32 بیشترین همت امثال مرحوم امانی،مصروف بستر سازی برای ایجاد جامعه نمونه اسلامی شد.
تشکیل تعاونی "ارض" برای شهرسازی نمونه اسلامی که بعلت وضعیت زمان طاغوت میسر نشد.
تشکیل خیریه های متعدد ،مدارس اسلامی غیر انتفاعی ،چاپ کتب اسلامی ،همراهی با فعالیتهای فرهنگی مترقی اسلامی در حوزه ها در رابطه با شهید مطهری و امثال وی ، و اقدامات مشابه بخشی از فعالیتهایی است که مرحوم امانی در آنها حضور فعال داشت.
با شروع نهضت امام خمینی ،مرحوم آقای امانی جزو اولین گروه از بازاریان متعهد و مشهور تهران بود که به محضر امام رفتند و با وی بیعت کردند و اعلامیه های حمایت از امام را صادر نمودند.
وی در هیات های موتلفه اسلامی حضور فعال داشت –برادرانش و خانواده امانی عموما در این تشکل خدا محور که بدستور امام تشکیل شد.جزو پایه گذاران و یا عناصر موثر بودند حاج سعید در جریان محرم سال 1342 در راهپیمایی عاشورا که رفراندومی علیه رفراندوم قلابی شاه بود شرکت کرد.و تصویری از او در جلوی دانشگاه تهران که شهید عراقی سخنرانی می کرد در دست است.
وی در جریان 15 خرداد در خیابان 15 خرداد فعلی(بوذر جمهری سابق) حضور داشت و پس از 15 خرداد از فعالین در جمع آوری امضاء تائید مرجعیت امام خمینی از بزرگان روحانی بود.
در جریانات سالهای 41 تا 43 مرحوم امانی بهمراه برادران و خانواده اش همه جا حضور می یافت.
پس از اجرای حکم الهی بر حسنعلی منصور عامل به رسمیت رساندن کاپیتولاسیون آمریکائیی ،و تبعید امام خمینی به ترکیه ،که توسط موتلفه اسلامی و با رهبری شهید حاج صادق امانی انجام شد حاج آقا سعید نیز دستگیر شد.و چهل روز تحمل زندان کرد و به خاطر کاری مخفیانه که آقای حکمت بازجوی پرونده که باطنا مخالف رژیم بود پرونده اش بگونه ای بسته شد که وی توانست آزاد شود.
وی پس از آزادی در جریان بیدادگاه نظامی شاه، و در جریان شهادت برادرش شهید صادق امانی و حبس ابد برادر دیگرش جناب حاج هاشم امانی،در بهره گیری از این جریانات بنفع اسلام و انقلاب اسلامی کوشا بود.
پس از شهادت شهید حاج صادق و حبس ابد جناب آقای حاج هاشم،بار اداره زندگی و خانواده آن دو نفر نیز بعهده مرحوم حاج آقا سعید قرار گرفت که به بهترین نحو آن را به سامان رساند.
وی در فداکاری و وفاداری نیز نمونه بود.از سال 44 تا سالها پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر شب جمعه در سرما و گرما و روزه،و در هر شرایطی به زیارت قبور شهدا در مسگر آباد جدید می رفت تا بهمراه مردم مبارز دیگری که می آمدند خاطره شهدا را گرامی دارد و مقاومت علیه طاغوت را تداوم بخشد.
مرحوم حاج آقا سعید در این سالها در امر تامین هزینه های انقلاب ،و خانواده های زندانیان و شهداء و هزینه معالجه آسیب دیدگان بسیار فعال بود.
در جریانهای اعتصاب و یا تظاهرات بازارها از آنها حمایت میکرد.
در گسترش صندوق های قرض الحسنه و سایر موسسات فرهنگی و خدماتی و امدادی بسیار موثر بود.
در سال 56 و 57 وی به همراه سایر یارانش در موتلفه اسلامی و در کنار روحانیت در تمام تظاهرات و اعتصاب و برنامه ها حضور فعال داشت.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مرحوم حاج آقا سعید بطور کلی کار و کسب را کنار گذاشت تا مبادا از موقعیت یا از اطلاعاتش برای منافع شخصی استفاده کند او در این 23 سال همواره ساده زیست ،با تقوا،مردمی،متواضع،و تلاشگر راه خدا و خیر رساندن به بندگان خدا و رفع مشکلات مردم باقی ماند.
وی از هیچ جا برای خدمات ارزشمندش حقوق نگرفت.و سطح زندگی او پایین تر از قبل از پیروزی انقلاب گردید .وی حتی حقوق نمایندگی مجلس در دوره اول و دوم را در راه خدا برای مردم خرج کرد.
او از امکانات عادی برای نمایندگان از قبیل منزل و ... هیچ استفاده نکرد.و از هر پول شبهه چه برسد به پول حرام یا مشکوک پرهیز کرد.
مرحوم امانی پس از پیروزی انقلاب-در کمیته انقلاب اسلامی مسجد مطهری در مسئولیت حساس آن به پاسداری از امنیت و سلامت جامعه اقدام کرد.
وی انجمنهای اسلامی اصناف و بازار را به نظر شهید آیت الله دکتر بهشتی تاسیس کرد که خود به دبیر کلی جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار انتخاب گردید.
او عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود.و عضو موسس و شورای مرکزی موتلفه اسلامی بود.
مرحوم امانی از طرف امام ابتدا جزو هیئت رئیسه کمیته امور صنفی گردید و خدمات ارزشمندی را تقدیم کرد.
وی بخاطر حسن خدمت و اعتماد وسیع بازارهای اسلامی به او از طرف امام جزو 6 نفره معتمدین امام منصوب گردید و پس از رحلت امام در همین شورا که بنام معتمدین امام و رهبری است باقی ماند.
مرحوم امانی تا آخرین روزهای عمر پر برکتش همواره در سنگر جهاد و خدمت فعال بود.
در راهپیمائی 22 بهمن سال 1380 با وجود مشکل وضعیت جسمانی شرکت کرد و 2 ساعت روی صندلی در خیابان آزادی نشست تا آمریکا دریابد که ملت ایران در چنین سنی و با چنان حالی باز مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل میگوید.
او بارها به جبهه ها رفت و نقش وی در بسیج اصناف و در خدمات پشت جبهه نبرد حق علیه باطل فراموش ناشدنی است.
او در امور اجتماعی و سیاسی مردم بسیار فعال بود.همه قشرها و صنف ها بویژه اصناف از او مدد میگرفتند و مشکلاتشان را با وی حل میکردند.او از صبح ساعت 6 تا شب ساعت 11 و گاه 12 یکسره فعالیت مردمی و خدایی داشت.
در بسیاری از موسسات خیریه و قرض الحسنه و حسینیه ها و مهدیه تهران ،و مساجد و دانشگاه امام صادق و امور ازدواج و ستاد امور دیه ، عضو هیات امنا یا هیات مدیره بود زیرا به او اعتماد داشتند و نام او موجب اطمینان و جذب کمکها بود.
امانی در 30/3/1380 سکته مغزی کرد .با محبت پزشکان به این مرد خدا و خدمت به بندگان خدا توانست 8 ماه زندگی کند و باز هم منشاء خیرات و برکات شود.
در عصر روز سه شنبه 30/11/80 دچار سکته قلبی و مغزی مجدد شد.با صدای اذان مغرب چشم بر جهان بست.
اطلاعات مجامع امور صنفی
یادداشت

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.
info@asnafbazar.com