* ترجمه قسمتي از نامه 31 حضرت علي (ع) در نهج البلاغه بخش 16
( نامه به فرزندش امام حسن(ع) در سال 38 هجري، وقتي از جنگ صفين باز مي گشت و به سرزمين " حاضرين " رسيده بود.)
* ارزش هاي اخلاقي
پسرم! بدان كه روزي دو قسم است: يكي آن كه تو آن را مي جويي، و ديگر آن كه او تو را مي جويد، و اگر تو به سوي آن نروي، خود به سوي تو خواهد آمد، چه زشت است فروتني به هنگام نياز، و ستمكاري هنگام بي نيازي! همانا سهم تو از دنيا آن اندازه خواهد بود كه با آن سراي آخرت را اصلاح كني، اگر براي چيزي كه از دست دادي ناراحت مي شوي، پس براي هر چيزي كه به دست تو نرسيده نگران باش.با آنچه در گذشته ديده يا شنيده اي، براي آنچه كه هنوز نيامده ، استدلال كن، زيرا تحولات و امور زندگي همانند يكديگرند، از كساني مباش كه اندرز سودشان ندهد مگر با آزردن فراوان ، زيرا عاقل با اندرز و آداب پند گيرد، و حيوانات با زدن. غم و اندوه را با نيروي صبر و نيكويي يقين، از خود دور ساز. كسي كه ميانه روي را ترك كند از راه حق منحرف مي گردد.
يار و همنشين، چونان خويشاوند است. دوست آن است كه در نهان آيين دوستي را رعايت كند. هواپرستي مانند كوري است. چه بسا دور كه از نزديك نزديك تر و چه بسا نزديك كه از دور دورتراست، انسانِ تنها، كسي است كه دوستي ندارد، كسي كه از حق تجاوز كند، زندگي بر او تنگ مي گردد، هركس قدر و منزلت خويش بداند حرمتش باقي است، استوارترين وسيله اي كه مي تواني به آن چنگ زني، رشته اي است كه بين تو و خداي تو قرار دارد. كسي كه به كار تو اهتمام نمي ورزد، دشمن توست. گاهي نااميدي، خود رسيدن به هدف است، آنجا كه طمع ورزي هلاكت باشد. چنان نيست كه هر عيبي آشكار و هر فرصتي دست يافتني باشد، چه بسا كه بينا به خطا مي رود و كور به مقصد رسد. بدي ها را به تاخير انداز، زيرا هر وقت بخواهي مي تواني انجام دهي.
بريدن با جاهل، پيوستن به عاقل است. كسي كه از نيرنگ بازي روزگار ايمن باشد، به او خيانت خواهد كرد و كسي كه روزگار فاني را بزرگ بشمارد، او را خوار خواهد كرد. چنين نيست كه هر تيراندازي به هدف بزند، هرگاه انديشه سلطان تغيير كند، زمانه دگرگون شود. پيش از حركت، از همسفر بپرس، و پيش از خريدن منزل ، همسايه را بشناس. از سخنان بي ارزش و خنده آور بپرهيز، گرچه آن را از ديگري نقل كرده باشي.