روابط عمومی مدون و برنامه ریزی شده یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار است. اما آنچه در رفتارهای اکثر کاندیداهای انتخاباتی به چشم میخورد بی توجهی آشکار به سازمان روابط عمومی سیاسی در عرصه انتخابات است. آشنایان به کارکردهای روابط عمومی می دانند که روابط عمومی سیاسی از سویی در جستجوی تغییرات در افکار عمومی و نحوه برخورد با مسائل انتخاباتی و فعالیتها و کنشهای روزنامه نگاری و از سوی دیگر در قبال حوادث و رخدادهایی که به شکل بالقوه برای سازمان و فرد کاندیدا نتایج منفی بهمراه دارد و توان آنرا با محدودیت مواجه می سازد، عکس العمل نشان می دهد.
آنچه در محتوای پیامهای انتخاباتی اغلب کاندیداها مشاهده شده حکایت از غیر حرفه ای بودن مسئولان ستادها و عدم آشنایی آنان به اصول ارتباطات و روابط عمومی است، غافل از اینکه افکار عمومی در کشور پهناور ایران نیز از لایه ها و قشر بندی متعدد و متنوعی تشکیل شده است.
بنظر میرسد، غالب ستادهای انتخاباتی تنها وظیفه انتشار چند پوستر، بروشور و برپایی سخنرانی و کنفرانسهای مختلف خبری و تبلیغات، کار دیگری بر عهده نداشته اند؟
مراد از طرح این موضوع، این سئوال است که ستادهای انتخاباتی کاندیداها تا چه اندازه با افکار عمومی در سطح گسترده آشنایی دارند؟
آیا با مطالبات ملت ایران از نگاه علمی و دیدگاه روابط عمومی آشنایی دارند؟
آیا از قبل برنامه ریزی علمی جهت ورود به حوزه افکار عمومی بعمل آورده اند؟
آیا از مدیران روابط عمومی آشنا به حوزه های ارتباطات سیاسی و کارشناسان این امر دعوت به همکاری نموده اند یا با آنها مشورت نموده اند ؟
آیا متناسب با ترکیب جمعیتی، قومی، جنسی، سنی، مذهبی، تحصیلی و جغرافیایی و ... به ارائه برنامه پرداخته اند ؟
آیا شعارها با علم به موراد فوق الذکر ارائه شده ؟
در هر حال نتیجه نشان داده که در پیامها و شعارهای اکثر کاندیداها در ایران اثری از توجه به روابط عمومی دیده نمی شود، در حقیقت فقدان روابط عمومی سیاسی در کشور کاملاً مشهود است.
ستادهای انتخاباتی نقش کانونهای تبلیغاتی و مجری فعالیتهای انتشاراتی را به عهده گرفته اند که البته جا دارد کاندیداها از سازمان و ساختار تشکیلاتی روابط عمومی در ستادهای انتخاباتی بهره مند شوند و از فنون و تکنیکهای روابط عمومی در معرفی برنامه ها، راهکارها، تبلیغات و .. استفاده لازم را ببرند.
حسن جعفری طاهری